مراد على شمس

716

با علامه در الميزان ( فارسى )

است و ذكر قلبى و باطنى و معنوى ، مرتبه‌اى ديگر از ذكر است كه خود اين مرتبه نيز داراى شدّت و ضعف است . ] س 691 - آيا « ذكر و ياد خدا » با « معصيت و نافرمانى » قابل جمع است ؟ به عبارتى ديگر آيا ممكن است انسان با ياد خدا در حال معصيت باشد ؟ ( بحث روايتى ) ج - قابل توجه اينكه در حديث شريفى در يك مورد معصيت و ذكر خدا همراه شمرده شده است ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده‌اند : ( . . . و كسى كه مرا ياد كند در حالى كه نافرمان باشد ، بر من واجب مىشود يادش كنم ، در حالى كه بر او خشمناك باشم . . . ) « 1 » . اين ذكر ، ذكر واقعى نيست ، اين همان است كه قرآن آن را « نسيان » ناميده است چون آثار ذكر در آن وجود ندارد و همه چيز آن مانند نسيان و غفلت است . اگر انسان بداند حقيقت معصيت چيست ؟ و چه آثارى دارد ؟ هرگز اقدام بر معصيت نمىكند ، حتى كسى كه معصيت مىكند ، و چون به ياد خدايش مىاندازد ، باز هم باك ندارد و اعتنايى به مقام پروردگارش نمىكند ، او طاغى و جاهل به مقام پروردگارش و علو كبريائيش است ، او نمىداند كه خدا چگونه به وى احاطه دارد . « 2 » پروردگارش نمىكند ، او طاغى و جاهل به مقام پروردگارش و علو

--> ( 1 ) . تفسير الدر المنثور ؛ ج 1 ، ص 148 . ( 2 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ص 199 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ، ص 514 .